زرتشتیان، پس از سده ها هنوز به آن باور دارند و به آن رفتار می کنند
آیین نیکوی «نَبُر»:
تندرستی، پاسداری از جانوران سودمند و دوری از خشونت
آیین ها و برگزاری آنها دو ویژگی یگانه دارند: از یک سو برخاسته از باور، فرهنگ، تاریخ، دین، شیوه ی زندگی، آب و هوا، جای زندگی، استوره و یا حتا گاه برآمده از خواست ها و آرزوهای فروخفته مردم هر سرزمین اند، و از سوی دیگر اگر این آیین ها راستین باشند، چنان در روان و اندیشه ی مردم جای می گیرد تا مردم بتوانند با کردار به این گونه آیین ها؛ بهتر زندگی کنند، آسوده باشند، به ژرفای باور، شادی و به یک سخن به خرسندی اهورایی برسند.
زردشتيان؛ باورها و آداب ديني آنها
مري بويس ، ترجمه عسكر بهرامي، انتشارات ققنوس، چاپ اول 1381خ.
اورامان؛ خاستگاه آيين زرتشت
روستاي اورامان تخت؛ موزه زندهاي است که هنوز هم حيات اجتماعي و اقتصادي گذشته را همراه زندگي سنتي و بومي در ارتباط با بستر طبيعي پيراموني دارد و بسياري از تجربيات زندگي ديرين بصورت کمرنگتر از گذشته و کاملا واضح به چشم ميخورد.
روستاي بزرگ و تاريخي اورامان تخت از توابع شهرستان سروآباد در استان کردستان ميان سلسله كوههاي تخت و شاهو و كوسالان قرار گرفتهاست كه از جنوب به شهرستان پاوه از شمال به شهر مريوان از غرب به سلسله كوههاي تخت و از شرق به شهر سروآباد منتهي ميشود اين روستا با 640 خانوار و 3000 هزار نفر جمعيت در فاصله 46 درجه و 14 دقيقه تا 46 درجه و 28 دقيقه طول جغرافيايي و 35 درجه و 16 دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد.
اين روستاي زيبا و کمنظير در درهاي با صفا و سرسبز با چشمهها و باغهاي زيبا قرار گرفتهاست. دره اورامان در امتداد سلسله جبال تخت بين کوه تخت و قلعه معروف اورامان که نظارهگر خانههاي پلکاني سنگي با پنجرههاي آبي رنگ ساخته شده، واقع است.
اما نگاهي گذرا به غارهاي اطراف و نقوشهاي متعدد روي صخرهها و تخته سنگها، فرهنگ عامه، آيينهاي سنتي، صنعتهاي دستي، ادبيات عرفاني درمييابيم که ساکنان اين روستا بازماندگان اجدادي هستند که غارنشيني، کوهنشيني و دوره شکار و گردآوري و روستانشيني را تجربه کردهاند.
آري خودکفايي در پوشاک، ابزار، طب سنتي، خوراک، آداب و رسوم و جنبههاي ديگر زندگي گواهي ديگر بر اين مدعا است. چراکه هميشه اصالت و قدمت به مردم و قومي است که کورکورانه تقليد نکرده باشند، بلکه هرآنچه در خانه در کوزه و بر سر سفره و هرآنچه که بر تن داشته باشند، حاصل توانايي کوشش، ذوق و سليقه و مهارت افراد آن قوم يا جامعه باشد.
اوراميها با دانش بومي خود در بستر زمان از تمامي عناصر طبيعي منطقه سودجسته و از اين طريق ضامن بقاي خويش در برابر ناملايمات زمانه خود بودهاند. استفاده از غار بهعنوان پناهگاه در مقابل حيوانات وحشي و درنده، استفاده از گياهان وحشي براي غذا و درمان بيماريهاي مختلف، استفاده از چوب درختان سخت، جهت ابزارسازي و صنايعدستي، استفاده از شکار جهت تغذيه و لباس و ظرف آب و غيره. همه و همه کانال همواري است که انسان امروزي را به گذشتههاي بسيار دور رهنمون ميسازد.
گذشته نزديکتر را در اورامان با آيينهاي سنتي به نظاره مينشينيم. روستايي که موبدان زرتشتي آتشکدههاي اروميه براي حل مشکلات اجتماعي سياسي و ديني خود دست به دامان مردان انديشمندان نشستهاند. آري اورامان خاستگاه آيين زرتشت بزرگترين دين جهان است. سرزمين بزرگترين آيينهاي باستاني دنيا ازجمله مراسم هرساله پيرشاليار که برگ زرين ديگر بر اين مدعا است. سرزمين مهر پرستي سرزميني که دخترک اورامي براي درمان ميخچه پايش با زمزمه اشعاري کهن از خورشيد طلب استمداد مي کند(مانگ له تازه مانگ له تازه بيه مانگ له کوني چيش په نه که ردا).
شواهد نشان ميدهد که ساکنان روستا فراواني در نعمت را تجربه نکردهاند و همين هم رمز موفقيت و اصالت و دانش اين مردمان بوده است. کمبود آب، زمين، راههاي ارتباطي، صعبالعبور بودن منطقه، باعث شده که ساکنان آرام ننشينند و از تفکر و قدرت خويش براي ادامه زندگي بهره جويند. کمبود آب و زمين است که ساکنان روستا را به روشهاي منحصربفرد استفاده از اين دو رهنمون شده است و صعب العبور بودن و عدم ارتباط بوده که اوراميها را به مرز خودکفايي رسانده است و اين خود به تنهاي براي اثبات اصالت و نجابت کافي است.
اهالي روستا آب و زمين را مقدس ميدانند و از اين جهت کمر همت بربستهاند تا قطرهاي آب هدر نرود و اندک زميني باير نماند. سختکوشيشان در باغات تراسبندي شده روي شيبهاي تند و چشمههاي جوشاني که از دل کوههاي سخت خروشانند، نمايان است.
روستاي اورامان تخت موزه زندهاي است که هنوز هم حيات اجتماعي و اقتصادي گذشته به همراه زندگي سنتي و بومي در ارتباط با بستر طبيعي پيرامون دارد و بسياري از تجربيات زندگي ديرين بصورت کمرنگتر از گذشته و کاملا واضح بهچشم ميخورد. تعامل انسان و طبيعت در اين ارتباط کاملا به همان شيوه کهن حفظ شده است.
مردم اين سرزمين به طبع کوهستان بلند و اهورايي که خلوتگاه دنج زمزمههاي سبحاني است در مکتبهاي تصوف و عرفان رازها آموختهاند و هنوز هم در عصر ماشين و غوغاي ماديات در گوشههاي خلوت اين ديار هستند اهل دلي که خالصانه رو به درگاه حق نوا سرميدهند در اين ديار تنها تصوف و عرفان نيست که که از دل نوا سردهند بلکه بودهاند اديباني که بر تارک قلهها با نور و روشنايي دمساز گشتهاند و اکنون بر زبان و چشم نميآيند شاعري چون محمدسليمان مشهور به صيدي اورامي که بر دوزبان ديگر(فارسي و عربي) تسلط کامل داشته و با اين دو زبان نيز شعر سروده است.
تنها صبر و استقامت، سختکوشي، عرفان، تصوف و شعر و موسيقي نيست که مردم اين ديار را منور مي سازد، بلکه دلي دارند، چو دريا. اوراميها مردمي خونگرم، مهربان و نوعدوست هستند. همياري و همکاري در ميان آنان مثالزدني است در مشکلات و مسايل زندگي در ازدواج و در زمان شادي غم و اندوه يار و ياور همديگر بوده و هستند. شادي همسايه و هم روستايي را شادي خود و غم آنان را غم خود ميپندارد و اين راز است که در عروسيها نياز به دعوت و کارتپستال نيست و در سوگواريها همه اندوه به دل زانوي غم به دست ميگيرند. مردمي خونگرم، مهماننواز، خوش برخورد که با سلامي به دلشان راه مييابي و با عليکي به درون خانهشان. در اعتقادشان چون کوه صبورند و مقاوم اما براي پيشرفت در زندگي چون موم نرم.
اوراميها اکنون خوش نشينند و خوش خوراک و شيکپوش و اگر از در و نماي خشکهچين بيرون خانهشان بگذري در درون با مبلمان و دکوراسيون شهري مواجه ميشوي و روي فرش خانه سفرهاي رنگين.
بگذريم از اصالت و دانش و غيرهاش و به ميان طبيعت افسونگرش آنجا که صداي دلنشين اهورايي سياچمانه تمام دلها را به سفري بيانتها فراميخواند... و آنجا بازخواني خاطرات خوشايند و ناخوايند زندگي پرفراز و نشيبي که لحظه لحظه آن با کوههاي سر به فلک کشيده و طبيعت زيباي اين ديار عجين شده است.
در ميان درهاي دلتنگش آنجا که صداي زنگ گله آدمي را خيره ميکند راستي اين چه وادي است که اينگونه چون فريبا دلربا است اگر به ميان کوههاي سر به فلک کشيدهاش پابگذاري تنها آواي کبکان خوش خرام نيست که دل را ميفريبد، بلکه گياهان خوشبوي وحشياش که نسيم درههايش آنان را وزان کرده است با زبان بيزباني آدميان را بهسوي خويش فراميخوانند.
اورامان را بايد ديد نه در فيلم و تصاوير بلکه بايد توشه سفر بربست و بال سفر گشايي.
آيين«نامه نگاری و مديريت دولتی»
در دوران ساسانيان
دکتر انوشیروان کیهانی زاده
بيستم فوريه 1932 مـصادف بـا اول اسفندمــاه «تاراپور J.Tarapore» در شهر بمبئي هند «آيين مديريت و نامهنگاري دولتي ايران» در دوران ساسانيان را از روي يك نسخه اصل دوباره نويسي كرد و منتشر ساخت.
اين آييننامه يك بخشنامه (دستورالعمل) اداري بود كه در دوران سلطنت خسرو انوشيروان ساساني براي مقامات دولتي ارسال شده بود تا رعايت كنند. آييننامه مذكور پيش از دوران زمامداري خسرو انوشيروان وجود داشت و در زمان وي بود كه جمعآوري، تدوين و به صورت دستورالعمل به مقامات دولتي ابلاغ شده بود. در هر صورت، نسخه «تاراپور» متعلق به عهد خسروانوشيروان (قرن ششم ميلادي) بوده است.
در اين آييننامه كهن، به مقامات دولتي و كارمندان سازمانهاي عمومي تاكيد شده بود كه در گزارشها و نامههاي اداري از تعارفات معمول دست بردارند، ملاحظات را كنار بگذارند، روشن بنويسند، لفاظي نكنند، و توجه داشته باشند كه اگر گزارش خلاف واقع بدهند به سختي مجازات خواهند شد.
قسمت بيشتر اين آييننامه مربوط به چگونگي مديريت است و در آن، روي لزوم بازرسي و تشويق و تنبيه كارمندان و توجه به نظر آنان تاكيد شده است. رشوهگيري در اين آييننامه خطرناكترين خيانت به كشور و مردم به حساب آمده كه مجازات سنگين و محروميت خواهد داشت. ترتيب اثردادن به درددلهاي مراجعان و پذيرفتن و احترام كردن آنان از نكات مهم اين آييننامه است. اين آييننامه در موارد متعدد روي جمعآوري ماليات و منصفانه بودن آن و خصوصيات ويژه ماموران ماليه و خودداري از به مقاطعه دادن امر جمع آوري مالياتها تاكيد كرده است. اين آيين نامه مديران دولتي را از تبعيض و افاده و بياعتنايي به مردم بر حذر داشته و آنان را خدمتگذار و جيرهخور مردم (نوكر = سروانت، همين اصطلاحي كه در حال حاضر در كشورهاي انگليسي زبان در مورد كارمند دولت بكار ميرود) خوانده و دقّت و اهميت كار حسابداري را مورد تاكيد قرار داده است.
از نكات جالب اين آييننامه كه نهايت پيشرفته بودن ايران در دانش اداري در عهد باستان را منعكس ميكند؛ ضابطه دادن نمره (پوان) منفي به مديران و كارمنداني است كه در انجام وظيفه سهل انگاري و قصور كنند كه رسيدن نمرات منفي به ميزان معيّن (نصاب) باعث بركناري مدير و يا كارمند ميشد.
اين آييننامه از ديپترتاران (دفترداران ــ منشيان ادارات) خواسته است كه در گزارش خود به سه نكته توجه كنند از اين قرار: چه ميخواهند بگويند و چه خبري ميخواهند برسانند، منظورشان از نوشتن گزارش چيست و چرا بايد خبر را بدهند، و بالاخره نتيجهگيري و بيان نظر خود در باره موضوع. طبق اين دستورالعمل، نامه بايد داراي تاريخ باشد و (در آن زمان كه از كاغذهاي فعلي و پوشه و... اثري نبود) دور يك چوب (حول محور) لوله شده باشد. نامه تاء شده موجب مواخذه بود.
بايد توجه داشت كه «مورخان كارشناس عهد باستان»، ايران را به داشتن روش پيشرفته و كارآمد براي ادارات عمومي ستودهاند. امپراتوريهاي امويان و عباسيان و بعدا غزها (غزنويان و سلجوقيان) و در پي آنها، مغولها و همنژادان تيموري آنان براي تمشيت امور و اداره قلمرو خود از اين مهارت ايرانيان به خوبي بهرهگرفتند و بقاي آنها به دليل سپردن كارها به مديران و وزيران ايراني بود. دولتهاي استعماري اروپا كه متوجه اين هنر ايرانيان بودند در قرون 19 و 20 ميلادي كوشيدند كه آن را تخريب و ايران را دچار يك بوروكراسي بد كنند و از پيشرفت بازدارند.
اين آييننامه در سال 1932 همزمان به زبان انگليسي در افريقاي جنوبي، استراليا، كانادا، ايالات متحده و ممالك اروپايي توزيع و بعدا تجديد چاپ شد. بدون ترديد از اصول اين كتاب در علم مديريت سازمانهاي عمومي در دنياي نوين اقتباس شده و الگو قرار گرفته است.
اين آييننامه توسط مهاجران پارسي در قرن هفتم ميلادي به هند برده شده بود كه به دست «تاراپور» افتاد. ايرانياني كه در آن عهد از طريق جزاير قشم و هرمز به هند مهاجرت كردند و اعقاب آنان هنوز در آنجا هستند و هند را صنعتي ساختهاند عمدتاً از مقامات دولتي، بزرگان و افسران ارتش و بيشترشان از مازندران بودند.
گاهشماری ایران باستان، دقیقترین
و
کهن ترین گاهشماری جهان
در میان گاهشماریها و سالنماهای مختلفی که در دنیا وجود دارد، افتخار ما ایرانیان به این است که دقیق ترین و کهن ترن سالنما را داریم.
سال ما بر اساس گردش زمین به دور خورشید (سال خورشیدی) است که از گذشته های دور دقیقا محاسبه شده و زمان آن را 365 روز و 48 دقیقه و 46 ثانیه و 8 صدم ثانیه برآورد کرده اند و از چنان دقتی برخوردار است که حتی ثانیه ی شروع سال نو هم محاسبه می شود. چنانچه می دانیم سال میلادی که آن هم بر اساس گردش زمین به دور خورشید است، ساعت و دقیقه نداشته و همیشه سال نو ساعت دوازده نیمه شب آخر دسامبر آغاز می شود و در سال قمری هم تنها تعداد روزها (354 روز) محاسبه شده است. تنها تقویم چینی است که به میزان تقویم ایرانی دقیق بوده و ساعت تحویل سال نو محاسبه شده است.
علاوه بر آن این گاهشماری از زمانهای بسیار دور در ایران رایج بوده است. شاهد این مدعا تقویم کنونی زرتشتیان ایران است که امسال (1387) مصادف است با 3746 زرتشتی. اگر به تقویم جهان نظری بیافکنیم خواهیم دید که این سال از تمامی سالهایی که در سالنماهای کشورهای دیگر آمده کهن تر است.
در اسفندگان، زمین و زن عشق افشان باد
دکتر احمد پناهنده
زمان درازی است که ذهن ِ من، روی این مدار اندیشه می کند که چگونه می شود کشوری چون ایران با آن فرهنگ ِ گوهرآفرین که زلالی ِ الماسش چشمهای جهانیان را خیره کرده است و سراسر ایاّمش در زمان باستان بر بستر ِ شاد خوانی و شاد خواری و شادگویی و شاد رقصی، سفره شادمانی پهن کرده بود و غم را در سر سرای کاشانه شان مکانی نبوده است و حتی در مرگ عزیزان ِ از دست رفته خود لباس سفید می پوشیدند و باور داشتند که شادی ِ فرو خفته در عزیز از دست رفته را بایستی در زندگان شکوفا کرد، جشنی بنام عشّاق نداشته باشند؟
ملتی که جشن های ملی و فراملی اش چون نوروز، مهرگان و سده و قدمتش به هزاران سال می رسد و هر روز از ماهشان را که با نام روز یکی می شد، جشن می گرفتند، آیا پذیرفتنی است جشنی را بنام عشق اجرا نکنند؟
در حالی که هر جشنی حکایت از شادی و شادمانی می کند که سرلوحه اش عشق و دلدادگی و دلباختگی است.
ملتی که پیامبر ِ خردش اشو زرتشت با پیام گوهرین و جاودانه اش گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک را عالم گیر کرده است که از آن پیامها چیزی جزء عشق نمی چکد آیا می شود قبول کرد که روزی را بنام عشق در تاریخ خود نداشته باشند؟
هیرمبا کهن جشن سده
مهرداد قدردان
جشن هیرمبا (hirombā) همان جشن سده است که در شریف آباد(1) بر اساس گاه شماری قدیم (بدون کبیسه) در روز اشتاد ایزد و آذرماه باستانی برگزار میشود که البته چند سالی است که پایا (ثابت) در روز 26 فروردین برگزار می گردد آنهم به شوند (دلیل) واپس نشینی یک روز در هر چهار سال آن (گرفته نشدن کبیسه) و بیم رسیدن آن به جشن نوروز.
همگی درباره جشن هیرمبا کم و بیش میدانیم انگیزه من در این نوشتار پرداختن به چم (معنی) واژه هیرمبا و چامه گونه هایی (شعرگونه هایی) است که در روز و شبهای برگزاری این جشن خوانده می شود این پژوهشی است پیشِ رو و سنجش (نقد) آنرا پذیرایم.